💛☀سناریو ساسونارو🌙💙

💛☀سناریو ساسونارو🌙💙
。・:*:・゚'★,。・:*:・゚'☆,。・:*:・゚'★。・:★,。・:*:・゚☆

✐✎✐☆✯راز آن سوی آینه🪞✨☆✯ ✐✎✐
༺پارت ۲۳༻
🌸_هه ناروتو گفتم امروز هر طور که شده حالتو می گیرم امروز انگار شانس بهم رو کرده😏
ساکورا سریع سمت سالن اصلی تالار و با داد و هوار همه ی توجه هارو سمت خودش جلب کرد.
🌸_جناب فوکاگو جناب فوکاگو یه خبر بد دارم براتون. عروس شما یک دزده! اون گنجینه ی گرگینه هارو دزدیده! خودم با چشم هام دیدم.
🌊_چی داری میگی
🌸_می تونید برید بگردید
تا ناروتو از سرویس بهداشتی برگشت همه ساکت شدن و فقط بهش نگاه می کردن. ناروتو آروم رفت پیش ساسکه و شروع کردن به آروم صحبت کردن.
🦊_ساسکه چرا اینجوری قیافه هاشون
❄_ناروتو لو رفتی
🦊_منظورت چیه؟
❄_بعدا توضیح میدم ولی حالا باید خودکار رو قایم کنی
🦊_چیکار کنم
❄_بدو پدرم داره میاد سمتمون بگو خودکار رو کجا قایم کردی؟
🦊_توی موهام
❄_وات؟ 😐
🌊_ناروتو باید یچیزی ازت بپرسم
🦊_بله
🌊_تو گنجینه ی گرگ هارو دزدیدی
🦊_نه
❄_پدر جان من به ناروتو اعتماد دارم😊
ساسکه هین حرف زدن دستش رو توی موهای ناروتو کشید و خیلی ماهرانه خودکار رو برداشت و گذاشت توی جیبش
(ذهن ناروتو: عرررررر چه قدر باحال بود حرکتش😍چه شوهر زرنگی دارمممم)
🌊_منم اون اعتماد دارم ولی به هر حال.... خدمتکارها بیان بگردینش.
خدمتکارا ناروتو رو گشتن ولی هیچی پیدا نکردن
❄_دیدین پدرجان؟
🌸_و.. ولی من خودم دیدم
🌊_😮‍💨😮‍💨الکی نصف برنامه رو عقب انداختی.
🌸_باور کنید دست اونه
🌊_ما وقتی می خواستی با ریختن نوشیدنی به لباس عروسمون به اون و ما توهین کنی چیزی بهت نگفتیم و تهمت زدن دیگه خیلی زیاده رویه😮‍💨ببریدش از اینجا بیرون
🌸_باور کنید دسته اونه
و ساسکه
❄️:از امروز به بعد کسی حتی حق اینو نداره صداشو برای خانوم من بالا ببره چه برسه به تهمت زدن
که ناگهان ساکورا زد زیر گریه ولی میخندید و گفت: نمی‌دونستم اینقدر دوستش داری ولی انشالله زندگی خوبی داشته باشید و نمیخواد بییرونم کنید خودم میرم
و ساکورا برگشت دوید سمت در خروجی و رفت.
یکم که گذشت جَوِ عروسی برگشت و رسید به رقص عروس دوماد که.....
❄️:هی ناروتو رقص بعدی رقص عروس دومادِ
🦊:چیییی من الان هیچ چیزی رو تمرین نکردم الان چیکار کنم؟
❄️: نگران نباش بسپارش به من
🦊:باشه
و رسید وقت رقص عروس دوماد و یک آهنگ ملایم پخش شد و خدمکار ها کلی فشفشه دور تا دور ناروتو و ساسکه گذاشتن.
ناروتو و ساسکه شروع به رقصیدن کردن
ناروتو خب الان چیکار کنم؟
ساسکه ببین الان بچرخ
ناروتو باشه
همین جوری داشت پیش می‌رفت که رسید به اوج آهنگ و فشفشه ها فعال شدن و ساسکه ناروتو رو بغل کرد برد هوا و چرخوندش و همه دست زدن و رقص تموم شد
و بعد شام دادن و رسید وقت کادو دادن که فوکاگو اومد پیش ساسکه و گفت:پدر مادر ناروتو کجان؟
❄️:پدر.......امم...اونا... وقتی ناروتو....کوچیک بوده......مردن
🌊:چی پس ناروتو چه دختر قویه که این همه مدت این بار رو به دوش کشیده

٭۲٠ سال بعد٭
❄_ناروتو امروز دروازه باز میشه آماده شو که بریم
🦊_آها باشه آماده کردن دخترا با من آماده کردن پسرا با تو
❄_باش
🦊_دخترا بیاد آمادتون کنم بریم دیدن خانواده ی مامانی
_باشه
ناروتو و ساسکه همراه با ۸ تا بچه هاشون به دنیای پشت آینه رفتن.
🦊_اینجا چقدر عوض شده
❄_من که دقت نکردم ولی اگه تو میگی درسته
_مامان اینجا با خونه خیلی فرق داره
🦊_آره خوب راستش......
حرف ناروتو نصفه نیمه موند چون دوست های قدیمیش رو دید. هرکدومشون خیلی تغییر کرده بودن
تا نگاهشون به ناروتو افتاد دویدن سمتش
شیکامارو:ن.. ناروتو خودتی؟
🦊_آره شیکامارو دلم واستون تنگ شده بود
ناروتو می خواست بپره بغل شیکامارو که ساسکه ناروتو رو با یه دست نگه داشت و چشم غره ای به ناروتو انداخت.
❄_شما؟
🦊_ساسکه اینا دوستامم
شیکامارو: ناروتو این بچه ها کین؟
🦊_اینا بچه هامن
شیکامارو: جونم؟؟؟ 😳
شیکامارو: ناروتوی شیطون بلا ۸ تا بچه رو براچی می خوای؟ 😏
ناروتو تا بناگوش سرخ شد و به تته پته افتاد
🦊_ع... عا راستش...
شیکامارو: اسمشون چیه؟
🦊: عا.. آها اسمشون این بچه بزرگمه هاروکی
این پسر و دختره هم دوقلوئن، اسماشون یوتو و یوریه
دیگه حال ندارم بگم کدوم بزرگ تره ولی خوب......
کایتو، هاروکی، میزوکی ، هینا و آکمی
شیکامارو: علییییییی چجوری این همرو حفظی؟ مندوکسه
🦊_خودمم توکفش موندم، راستی ساسکه کجاست؟
شیکامارو: چند وقته ازش خبری نیست هیچ کس ندیدتش.
🦊: آها
و ناروتو به همه ی اطرافیان اونحا سر زد و با تلاش های فراوان تونست هوکاگه هم بشه و درکنارش پیش ساسکه و بچه هاشم زندگی کنه.
❀ پایان❀
شرمنده دیگه حال این یکی رو نداشتم🌚
گومن🙏🏻🙏🏻🙏🏻
و در آخر ممنون از ایشون👇🏻
@naruto_hokage_uzumaki
که کمکم کردن🩷🌸
دیدگاه ها (۳۱)

آقا خوبه کاوراش با اسماشون؟ 😂

حسی که ساسکه داشت اونجایی که گارا ناروتو رو دزدید🌚✨معلومه اد...

⠀⠀⠀⣴⠟⠛⠓⠶⣤⠴⠶⢶⡿⠁⣶⣽⣯⠉⠁⠹⡆⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣿⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⢸⡁⢼⣿⡏⠙⠻⣾⡛⢿⣆⠀⠀⠀⠀⠀⣻⠋⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈...

من این ادیت رو روی یه مانهوا دیدم سره ساسونارو پیاده کردم با...

💛☀سناریو ساسونارو🌙💙 。・:*:・゚'★,。・:*:・゚'☆,。・:*:・゚'★。・:★,。・...

دو قطب مخالف💙🧡پارت هجدهم✨️💫# قسمت ۱۸: «برگشت» 🔥❄️**صحنه ۱ - ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط