چقدر چشمهایم را بالا بڪَیرم

چقدر چشمهایم را بالا بڪَیرم
و اشڪ ها را برڪَردانم؟

سلّول به سلّولم ازڪَریه هاے
نریختہ فرو ریختہ است ؛

بے انصاف!چرا راهِ شانه ات را
به روے چشمهایم بستے
دیدگاه ها (۱)

عشؓقــہ۪۪ٜ مجازے اولش «مـات» میشےآخر۪ش«ڪات» میشےو تهش «بلاڪ»...

رفیق یعنی کسی که وقتی باهاش حرف میزنی آروم بشی، و وقتی نیست ...

بیــــــــــــزارم ازهــــــــــــــــردردےکــــه درمانـــــ...

فـرامـوش کـردنتــ سـخـتـه‍ 😔 مثـل کابـوس تو بیـداری 😳 💤 مثـل...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط