گفتم هیچی!

گفتم هیچی!
گفتم خوبم!
چشم هایم رفت هیزی کند؛
روی تن برگ های بزک کرده ی پاییز!
تو باید بدانی این یعنی...
ویرانه ام
تو باید برسی از دورها
بیایی نزدیک
نفس به نفس غصه هایم بدهی
تا نمیرد دلم
تا...
بگویم پاییز را دوست دارم
زیرا جاده ی رسیدن را فقط
او بلد بود نشانت دهد!
دیدگاه ها (۱)

مندرد می کشمو می دانم که دردم را خوب می دانیاما لبخند بزن با...

خوب شدقرمـز آفریده شد !وگرنهمنِ خجالتیدوست داشتنم راکجای دلـ...

:تنها صداست که می ماند و امان از صدای اوکه ابدی شد در گوش من

ابتدای جهان بودتو را دیدمسلام اختراع نشده بوددست دادن اختراع...

اکنون چاشتگاه است و بادی از آنطرف چمنزار میآید .چمنزار به بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط