سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁵⁹

(ویو جونگ کوک)

توی ماشین نشسته بودیم و داشتیم مرفتیم به سمت خونه
فکرم همش درگیر اتفاقات چند لحظه پیش بود

کای:قربان حالا نمیخواییم بگید که برای چی رفتیم به اونجا و چی رو میخواستین بررسی کنین؟

_میخواستم رابطه بین راکسون و دخترش رو بررسی کنم

کای:رابطه بین اونا چه ربطی ب ما داره قربان؟

_وقتی اون شب مری رو بردم به عمارت شخصی خودم توی مستی داشت ی چیزایی درباره پدرش میگفت
یچیزایی که انگار پدرش یعنی راکسون اونو اذیت میکنه

کمی مکث کردم و بعد ادامه دادم

_تا همین چند لحظه پیش فکر میکردم که شاید مری قربانی و بازیچه دشمنی بین منو راکسون باشه
اما الان فهمیدم اون قربانی و بازیچه ما نیست!
راکسون اگر از مری بدش میومد بدون هیچ حرف اضافه ای مری رو به من میداد
اما اون حاضر نشد بخاطر ی همچین معامله خوبی مری رو بده

کای:خب این یعنی چی قربان؟

_این یعنی مری برای جانگ راکسون خیلی مهمه کای(پوزخند)

کای:شما میخوایین از مری برای آسیب زدن به راکسون استفاده کنین درسته؟

_بله همینطوره

کای:اما قربان اون دختر هیچ گناهی نکرده و نباید تاوان کارایی که پدرش کرده رو پس بده

_راه دیگه ای برای صدمه زدن ب راکسون داری کای؟(داد)

با این حرفم کای سرش رو پایین انداخت و ساکت شد
این یعنی استفاده از مری برای صدمه زدن به راکسون بهترین کاره!

کای دیگه چیزی نگفت و منم ادامه ندادم

بلخره رسیدیم بن عمارتم
بدون هیچ حرفی رفتم توی اتاقم و روی تخت ولو شدم
نفهمیدم چی شد که به خواب عمیقی فرو رفتم
دیدگاه ها (۱)

سکوت پیستPart:⁶⁰(ویو مری)دو روز از روزی که جونگ کوک اومد به ...

حمایت شه🎀@golden_jongkook

بانوی فیک نویسمون حمایت شه💕@a04190921

سکوت پیستPart:¹⁹ساعت دو ظهر بود تقریبا دو ساعتی میشد که رسید...

سکوت پیستPart:⁴²_اگه بگمم که نمیفهمی چی شده دختر(داد) مهم نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط