سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد
بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی

نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی

نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی

نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری
تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی

دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی

برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی

سعدی

#کانال_عاشقانه_های_جهان
https://telegram.me/asheghanehaaye_jahan
دیدگاه ها (۱)

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکر...

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکر...

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکر...

به ياد ديوان حاتم طائی

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیا...

بفرست به کسی که برات عزیزه ☺️♥️

#عشق #ویسگون#بدون_مخاطب

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

اگه ای زندگین مردن چه بهته🥺

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط