پارت
پارت۱۰۴
تهیونگ که دید چند دقیقه ای میگذره و خبری از یوری نیست نگران شد ولی
ویو تهیونگ
چند دقیقه ای گذشت ولی خبری از یوری نبود واقعا داشتم نگران میشدم ولی نه اصن به منچه ولش کن توی همین فکرا بودم که جونگکوک بهم زنگ زد
جونگکوک:الو تهیونگ
تهیونگ:چیه چیشده
جونگکوک:اون شماره ناشناس ردشو بالاخره با جینگ یی زدیم(جینگ یی بلده اینچیزهارو)
تهیونگ:خب
جونگکوک:فهمیدیم اون شماره سسانگ فنی بوده که همیشه دنبالت بوده و حرفاش واقعی نیستن
تهیونگ:واقعا
جونگکوک:اره پلیسا دستگیرش کردن نگران نباش
تهیونگ :پس یعنی یوری الان نقش بازی نمیکرد و واقعا حاش بده
جونگکوک:تهیونگ تو با خواهرم چیکار کردی دوبارهههه
که تهیونگ سریع گوشی و خط میکنه و میره پایین که میبینه یوری حالش خیلی بده و سریع یوری و میبره بیمارستان انقدر تند رفت که نفهمید کی رسیدن تا اینکه دکترا یوری و بردن توی اتاق و تهیونگ هم پشت در بود که بعد از نیم ساعت دکتر اومد بیرون
.............
تهیونگ که دید چند دقیقه ای میگذره و خبری از یوری نیست نگران شد ولی
ویو تهیونگ
چند دقیقه ای گذشت ولی خبری از یوری نبود واقعا داشتم نگران میشدم ولی نه اصن به منچه ولش کن توی همین فکرا بودم که جونگکوک بهم زنگ زد
جونگکوک:الو تهیونگ
تهیونگ:چیه چیشده
جونگکوک:اون شماره ناشناس ردشو بالاخره با جینگ یی زدیم(جینگ یی بلده اینچیزهارو)
تهیونگ:خب
جونگکوک:فهمیدیم اون شماره سسانگ فنی بوده که همیشه دنبالت بوده و حرفاش واقعی نیستن
تهیونگ:واقعا
جونگکوک:اره پلیسا دستگیرش کردن نگران نباش
تهیونگ :پس یعنی یوری الان نقش بازی نمیکرد و واقعا حاش بده
جونگکوک:تهیونگ تو با خواهرم چیکار کردی دوبارهههه
که تهیونگ سریع گوشی و خط میکنه و میره پایین که میبینه یوری حالش خیلی بده و سریع یوری و میبره بیمارستان انقدر تند رفت که نفهمید کی رسیدن تا اینکه دکترا یوری و بردن توی اتاق و تهیونگ هم پشت در بود که بعد از نیم ساعت دکتر اومد بیرون
.............
- ۶.۰k
- ۱۶ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط