اولین عشق زندگیم

اولین عشق زندگیم
P6
طوری که دستم داشت زخم میشد

(ویو ا.ت )
یعنی چی؟ چرا اینجوری میکنه؟ اومد کمکم کرد و یه دفعه گذاشت رفت؟
نکنه...نکنه عاش......نه...نه‌.....بهش فکر نکن
سعی کردم دست از فکرای مسخره بردارم
از روی صندلی بلند شدم و به طرف کلاس رفتم و
وارد کلاس شدم
یکی داشت به مه کارت دعوت میداد
√‌بیا اینم برای تو ا.ت فردا شب یه مهمونی داریم حتما بیا همه میان
+مرسی...ولی.
√‌بیا دیگه ناراحت میشم نیای
+باشه
دیدگاه ها (۰)

رمان :قرارداد سرنوشت

سناریو باجی پارت اخر

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

پارت پایانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط