پارت

پارت 5


رمی: خوب... خوب... دیشب مایکی سان وقتی خواب بود منو محکم بغل کردن و تا صبح تو بغل ایشون بودم اَما باور کنید مایکی سان خواب بود(سرخ)
اما و سنجو: دیگه صد در صد دوست داره.
رمی: نهههههههه
اما: به نظر من اگه به مایکی باشه هیچ وقت بهت اعتراف نمیکنه پس باید کمکش کنم 😉
رمی: هییییی اما چااااااان تو رو خدا بس کن این طوری که میگی نیستتتتتت
(مکالمه ی اینا ادامه داشت تا ظهر ادامه داشت.)
رمی رفت اتاق مایکی در زد مایکی ساااان میتونم بیام تو؟
مایکی: بله بیا 😊
رمی رفت داخل: م می میگم مایکی سان من اجازه دارم برم بیرون از اینجا؟
مایکی: اما چرا دقیقا؟
خوب....خوب من کار دارم.
مایکی چه کاری؟
رمی: من میرم سر کار شغل دارم
مایکی: اگه پول نیاز داشتی به کوکونوی بگو بهت میده
رمی: نه ! اخه من به خاطر پول کار نمیکنم.
مایکی: خوب به خاطر چی؟
رمی: خوب به خاطر داداشم.
مایکی: چرا؟
رمی خوب اون پیش خالم زندگی میکنه و به دلایلی نمیزارم دیگه اونجا باشه و میبرمش پرورشگاه
مایکی: خوب بیارش اینجا زندگی کنه
رمی: مایکی ساننننن به نظرت اینجا برای یه بچه ی هشت ساله مناسبه؟
مایکی: خوب باشه بس منم باهات میام (توجه داشته باشید اینجا مایکی توی اخبار پخش نشده و کسی نمیشناستش)
رمی: اَماااا.....
خوب برو لباس بپوش تا بریم
رمی: باشه
دیدگاه ها (۰)

پارت 6مایکی و رمی به سمت خونه ی خاله ی رمی حرکت کردن رمی: خو...

به شدتتتت نیاز به مانگا بلولاک دارم همه ی دنیا رو گشتم پیدا ...

پارت 4اما که این صحنه رو دید خشکش زد و گفت: مایکی؟ این کیه پ...

میخوام یه چند پارتی از کایزر بدمممم

پارت 4اما که این صحنه رو دید خشکش زد و گفت: مایکی؟ این کیه پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط