یکبار سید از کشاورزی بار سیب زمینی خرید بارش خیلی خوب ن

یک‌بار سید از کشاورزی بار سیب زمینی خرید، بارش خیلی خوب نبود، فرستاد تهران و برگشت خورد. با قیمت پایین‌تری بارش را فروخت و مقداری ضرر کرد. گفتم سید چرا موقع خرید دقت نکردی؟ گفت اشکال نداره، خودم می‌دونستم بارش خیلی خوب نیست، اما اون کشاورز بنده خدا دستش خالی بود، می‌شناختمش. آدم زحمت‌کشی بود. خواستم کمکی به اون بنده خدا کرده باشم. حتی اگر خودمم ضرر کنم، اشکال نداره خدا با ماست. حرف‌های سید برای ما عجیب بود. اما سید با اعتقاداتش کار می‌کرد. خیلی اهل دنیا نبود. شاید به خاطر همین کارهاش خیلی‌ها ملامتش می‌کردند. اما من اثر این رفتارهای سید را توی زندگی‌اش دیده بودم که چقدر زندگی‌اش با برکت بود.

شهید#سیدمیلاد_مصطفوی🍂🕊
دیدگاه ها (۰)

حاج احمد هیکل درشتی داشت. بچه ها سر به سرش می گذاشتند. با ای...

#هدف

ابراهیم در دفترش صندوقی کنار میز کارش گذاشته بود و گه‌گاهی چ...

وصیت من به تمام راهیان شهادت حفظ حرمت ولایت فقیه و مبارزه با...

ددی فاکر من•᷄‎ࡇ•᷅P:5ویو ا،تاون آقاهه که انگار اسمش کوک بود خ...

سناریو باکودکو

fallible love(عشق خطاپذیر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط