✅ غصّه هات رو سوا کن ! :

✅ غصّه هات رو سوا کن ! :

✍ اول زندگى ام بود که بى پول شدم . رفتم خانه استادم گفتم: آقا زمانیكه شما طلبه بوده اى بى پول
هم شده اى؟ گفت خيلى ؛ گفتم خاطره ای به من بگو كه حال بيايم!

استاد گفت: در قم درس می خواندم وارد خانه شدم ، خانمم که حامله بود جيغ كشيد می خواهم زايمان كنم. ماما خبر کن . دويدم كوچه ، ديدم هيچ پولی ندارم ، برگشتم به خانه ، خانمم گفت چه كردى؟ دوباره آمدم توى كوچه ، ديدم هيچى پول ندارم . هى رفتم خانه و آمدم توى كوچه، و فكرم کاملاً به هم ريخت...

بعد استادم گفت : بى پولى تو به اينجاها رسيده؟ گفتم حالا حالاها خيالم راحت است من حالا حالاها پول دارم !

گاهى وقت ها غصه هاى ديگران را هم ببينيد ، دیوانه ای در كاشان بود میگفت همه مردم غصه دارند، اگر غصه ها را از مردم گرفته بريزيم توى يك میدان، همه مردم میشوند بى غصه ، بگوييم اى مردم بى غصه ! دور میدان جمع شويد، خودتان يكى از غصه ها را برداريد؛ مردم جمع می شوند نگاهشان که به غصه هاى ديگران بيفتد میگويند تو را به خدا غصه ی خودم را بدهيد !

🔅 اگر غصه هاى ديگران را ببينيم می گوييم زنده باد غصه خودمان...

محسن قرائتی ، نقل خلاصه از :

@Qaraati313_ir
دیدگاه ها (۰)

✅ اونی که باید ، حواسش هست :فردی چند گردو به بهلول داد و گفت...

✍ بچه که بودم ، به قدری از خدا می ترسیدم که بعد از هر بار شی...

✅ برکت بخواهیم یا فراوانی ؟✍فزونی اموال چیزی است و برکت مال ...

💕اگر کسی را دیدید که :از کوچکترین چیزها لذت می برد ؛محو طبیع...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

رمان: قلب در تاریکی

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

مردی که در کنارم بود

🔴 حکایت پند آموز (‍عاقبت رباخواري)آقا سید مهدی کشفی که از یا...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط