گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی...نه شنیدی...نه تو بودی...
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد
با آنهمه دلبستگی و عشق چه کردی؟!
یک بار دلت یادِ منِ خسته نیفتاد؟!
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟!
یک ذره دلت تنگ نشد خانه ات آباد؟!
این بود جوابِ منِ دلخسته ی عاشق؟
فرهاد رقیبان شده ای از لجِ شیرین؟!
باشد، گله ای نیست!...خدا پشت و پناهت
احوالِ خودت خوب...دمت گرم...دلت شاد
دیدگاه ها (۳۶)

حس این ویرانگی را از پریشان ها بپرسحال ویران مرا از بغض توفا...

نگاهم می کنی اما تماشایت تماشا نیستکه ازچشمان تو حتی کمی هم ...

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

خسته و بی رمقم بی سر و پایم نکنیدبه خودم باخته ام، شک به وفا...

گیرم کهٔ به هرحال مرا برده‌اي از یاد گیرم کهٔ زمان خاطره‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط