زمستان

زمستان
یک تـو می‌خواهد.
یک تو که دستانش را بشود
بی هیچ دلهره‌‌ای گرفت...
یک تو که بشود
این خیابان‌های یخ زده را
گرم قدم زد...
دیدگاه ها (۱)

دانۍکه نِگاهی به نگاهَت نِگران است؟در مرگ دلم پایِ خیالت به ...

روزهای #تلخ بی پایان امانم را بریداین نفس های وامانده #جانم ...

زمستان است دو میل و یک کاموا و من خیال می بافم خیالِ تو راو ...

نفسم .کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودی...

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

هیچ مزه ای نداشت آب و رنگ و شکر یخ زده ولی برای ما بچه ها مز...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط