𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 21

ولی جونگکوک سالها بود که فقط و فقط به حرف منطقش گوش میداد منطقی که پیرو خواسته خودش بود و میگفت اگر اون ... دختر حالش بده تقصیر خودشه
+کسی که میخواد نزدیک جئون شه باید سوسول بازیاشو بزاره .. کنار

... خدمتکار : آقای جئون

+ بله ؟

خدمتکار : اون دختر توی اتاق مهمان منتظرتونه ...

+خوبه میتونی بری

لیویا ويو

سرگیجه م رو نادیده گرفتم و دنبال اون مرد وارده خونه جئون جونگکوک شدم. دختر تو وارد خونه ای شدی که حتی فکرشم .. نمیکردی

_فکر میکردم قراره با یه خونه سراسر مشکی مواجه بشم

... خدمتکار : درست فکر کردی ولی برای طبقه بالا

_. اوه پس.. بلند بلند فکر کردم

_عام .. سلام .

... خدمتکار : سلام دختر بیا بریم بالا آقا گفتن ببرمت اتاق مهمان

_بله .. فقط .. چطور طبقه بالا با پایین فرق داره؟

خدمتکار : چون تمام اتاقها بالا هست و آقای جئون هم بیشتر کارهاشون رو بالا انجام میدن. بخاطر همین با تم مورد علاقشون دکور شده

_خب البته پایین هم همچین وایب روشنی نداره ولی بازم . نميفهمم

خدمتکار : حتما آقا دلیلی داشتن شاید گاهی از سیاهیه بالا دلزده .. بشن و

_و ؟

خدمتکار : دارم زیادی باهات حرف میزنم بهتره بریم بالا

بعد از ثانیه ای سکوت از توقف در اومدیم و از پله ها بالا رفتیم و
توجهم رو جلب میکرد

اون خانم منو رو به آخرین اتاق از این سالن بزرگ طبقه دوم این عمارت که

.. اتاق مهمان بود برد "

با وارد شدن بهش نگاهم رو چرخوندم و با دیدن تابلوی قرمز رنگی

.. توجهم جلب شد نزدیک شدم تا بهتر ببینمش

.. این چهره جونگکوک بود که اینقدر تمیز کشیده شده بود

... چهره جونگکوک که با گرگ پیشونی به پیشونی شده بود

+ اینقدر خیره کنندست..؟

لیویا از شوک بیرون اومد و به سمتش چرخید که اون رو در لباس راحتی دید و به راحتی میتونستم قسم بخوره اون پسره تخس و مغرور جذابه

_کسی که اینقدر واقعی کشیدش واقعا قابله تشويقه

+ اهوم.. بهتره با چرت و پرت گفتن وقت و تلف نکنیم. خب فکر کنم قبل از هر چیزی باید راجب یکسری چیزها صحبت کنیم

_ در رابطه با ؟

+ موندنت اینجا

_خب .. میشنوم .

+اول از همه بگو شرایطی مشکلی تو خانواده یا زندگیت نداری که بخواد واسم دردسر شه!؟

لیویا پوزخند تلخی زد و به تیله های مشکی رو به روش خیره شد

_من حتى هویت هم ندارم

جونگکوک نگاهش رو به چشمهای سرد و حالت دار رو به روش داد .. و ثانیه ای حتی پلک نزد

بعد از چند لحظه نگاهه خیره اش رو از چشمهای رو به روش گرفت .. و سرش رو به سمت مخالف چرخوند
لیویا بعد از سکوت کوتاهیی همونطور که نگاه خیره اش به چشمهای ... جونگکوک بود به حرف اومد

_چشم هات.. مثل اقيانوسه.. اما با یه فرق

جونگکوک متعجب سرش رو برگردوند و برای بار دوم به چشمهای سرد دختر خیره شد

_فرقش اینه که توی اقیانوس چشمای تو ابی وجود نداره.. تمامش پره از نفت و بنزینه.. همونقدر سیاه
میشه گفت.. چشمات مثل یک اقیانوس سیاه هست

جونگکوک از تحلیل دخترک رو به روش کمی صورتش رو کج کرد و ... چشمهاش رو ریز

+.. درست برعکس چشمای تو
اونقدری موجهای آب داخلش زیاده که حتی سرماش رو از همینجا حس میکنم

... جمله آخرش رو از بین دندون هاش غرید

+و من سیاهی مطلق و به یخ بودن ترجیح میدم

لیویا اروم پلک زد و پوزخند آرومی زد

_ داشتی میگفتی. سوال بعدیت؟

+برای الان کافیه. میتونی بری خونه و مادرت و برای غیبتت .. توجیح کنی
حتی فکرشم نکن بزارم هر جا دلت میخواد هرز بگردی
_____

لیویا ویو

قدم هاش رو آرومتر کرد و به سمت کوچه ای که خونه شون ... داخلش بود رفت

خونه؟" شاید واژه قابل درکی برای دختر نبوده باشه و از این به بعد هم نخواهد بود

با رسیدن به جلوی درب قهوه ای رنگ خونشون کمی مکث کرد و

... انگشتش رو روی زنگ فشرد

.. ثانیه ای نگذشت که با صدای مادرش در باز شد

... م ل : لیویا ... کجا بودی دختر دلم هزار راه رفت

_... نگران من نباش. میتونم مراقب خودم باشم

از کنار مادرش گذشت و داخل شد

کیف کوچکش رو روی مبل پرت کرد و قدمهای بی جونش رو به طرف اتاق گرفت

بی توجه به سوالهای کوچیک و بزرگ مادرش دستی به موهاش .. کشید و به یک سمت هدایتشون کرد

کشوی پایین تختش رو باز کرد و یکسری قرص ها و اکسسوری .. هاش رو برداشت و روی تخت گذاشت

_میشه یکی از چمدوناتو بهم بدی ؟

مل : چمدون میخوای چیکار؟ مگه خودت نداری؟

_دارم ولی خب همه وسایلام توش جا نمیشه

مل: صبر کن ببینم... همه وسایلات ؟ از چی حرف میزنی؟!؟

_میشه سوال پیچم نکنی. فعلا چمدونتو بیار

مل : یعنی چی یعنی من نباید بدونم چه غلطی میخوای بکنی؟؟ .. تن صداش رو بالاتر برد و کم کم به فریاد تبدیل شد
دیدگاه ها (۱۴)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 22_مامان هر غلطی بخو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

بچه ها متوجه شدم خیلی از شماها متوجه داستان نشدینلطفا سوالی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط