گیرا ترین فریاد بودی در هیاهو ها
گیرا ترین فریاد بودی در هیاهو ها
مثل پلنگی که برقصد لای آهو ها
تلخیِ مشروبِ نود درصد که بی مزّه
سَر میکشم با حسرتِ شوریِ بازو ها
طعم ِ عرق کردن میانِ بستری از "تو"
تا صبح بی ترسِ هیولا ها و لولو ها
طعمی شبیه تا سحر آرام خوابیدن
خوابی شبیه خواب توی دشتِ شب بو ها
دیدم که لولیدیم ... لولیدیم ... لولیدیم
از عشقِ ماهی ها به شهوت زارِ زالو ها
دیدم که خندیدی و خندیدم به هر چیزی
اما تو عاقل بودی و من مثلِ هالو ها
هی ریشه کردم توی رویا ، سر تکان دادم
به حالِ آنها که سفر کردند: (ترسوها)
لعنت به دنیای حقیقی... به من و رویا
لعنت به پاییز و به پروازِ پرستو ها
رفتی و ماسیدم تهِ دنیای یخ بسته
رفتی ... گذشتی از کنارِ باغِ لیمو ها
از خاطراتِ ترش و خوش بوی من و دیروز
ماندم شبیه مرد رفتی مثلِ بانو ها
مثل پلنگی که برقصد لای آهو ها
تلخیِ مشروبِ نود درصد که بی مزّه
سَر میکشم با حسرتِ شوریِ بازو ها
طعم ِ عرق کردن میانِ بستری از "تو"
تا صبح بی ترسِ هیولا ها و لولو ها
طعمی شبیه تا سحر آرام خوابیدن
خوابی شبیه خواب توی دشتِ شب بو ها
دیدم که لولیدیم ... لولیدیم ... لولیدیم
از عشقِ ماهی ها به شهوت زارِ زالو ها
دیدم که خندیدی و خندیدم به هر چیزی
اما تو عاقل بودی و من مثلِ هالو ها
هی ریشه کردم توی رویا ، سر تکان دادم
به حالِ آنها که سفر کردند: (ترسوها)
لعنت به دنیای حقیقی... به من و رویا
لعنت به پاییز و به پروازِ پرستو ها
رفتی و ماسیدم تهِ دنیای یخ بسته
رفتی ... گذشتی از کنارِ باغِ لیمو ها
از خاطراتِ ترش و خوش بوی من و دیروز
ماندم شبیه مرد رفتی مثلِ بانو ها
- ۵۳۶
- ۲۳ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط