مرد مست به خانه آمد

مرد مست به خانه آمد
آنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت راندیدوبه گلدان خوردوگلدان شکست
پیش خودش گفت حتمازنم فرداواسه گلدون کلی دادوبیدادمیکنه همونجاخوابش بردصبح که ازخواب بیدارشد یادداشتی راروی یخچال دید:عزیزم صبحونه موردعلاقتوروی میزچیدم الانم رفتم بیرون تابرای ناهارموردعلاقت چنتاچیزبخرم دوست دارم عشقم”
مردباتعجب ازپسرش پرسید این یادداشت چیه چرامامانت ناراحت نشده
پسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت روتخت توعالم مستی گفتی خانم به من دست نزن من متاهلم...
”بسلامتی همچین مردایی”
دیدگاه ها (۵)

کیا دوست دارن؟؟؟؟؟

می پرسند مجرد یا متاهل؟! می گویم "متعهد"چون تجربه نشون داده ...

یکی از فانتزی هام اینه برم سرکلاس هندسه… بگم این درسا بسه.. ...

خدایا … بدون نوازشهای تو میان دستهای زندگی مچاله می شویم دست...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم .فقط بخون.........بیخیال...

قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم .فقط بخون.........بیخیال...

یکی از قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم مرد مست به خانه آ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمد آنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط