𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p48
تهیونگ زیر لب، طوری که فقط جونگکوک بشنوه، با شیطنت گفت: «داری زیادی نقشِ آلفای خفن رو بازی میکنی، دارلینگ… ولی ممنونم.»
جونگکوک خم شد و بوسه ی کوتاه و سریعی روی پیشونیش امگا گذاشت:«هرچی برای راحتی امگام لازم باشه، انجام میدم. حتی اگر مجبور بشم این مدرسه رو بخرم و قوانینش رو بازنویسی کنم.»
مدیر قدمی جلو اومد و به تهیونگ نگاه انداخت:« اوه، چه جالب. پس لطفاً زودتر این کارو بکن. چون تا وقتی کنترل این مدرسه تو دست های منه، اجازه نمیدم همچین عشق بازی هایی جلوی دانش آموز ها انجام بدی! میدونی که از درس منحرفشون میکنه! »
جونگکوک تک خنده ای کرد:« اگر انقدر نگران منحرف شدن دانش آموزا از درسید به نظرم بهتره اکیپ قلدرهای مدرسه هم از اون وسط جمع کنید. میدونید که قلدری به بچه ها استرس میده و از درس منحرفشون میکنه، نه؟»
مدیر دندون هاش رو به هم سابید و با حرص گفت:« میدونی که اگر بخوام همین الان اخراجت میکنم! »
جونگکوک طوری که انگار برگه برنده ای در دست داشته باشه جواب داد:« اوه، جدا؟ پس لطفاً سریعتر انجامش بدید. مشتاقم ببینم چه کسی به جز من قبول میکنه این دانش آموز های پر سر و صدا رو با نمره های درخشانشون گردن بگیره! »
مدیر کنترل خودشو از دست داد، دست هاشو مشت کرد و گفت:« کافیه، تو اخراجی جئون!»
شرایط:
۹۰ لایک ۱۸۰ کامنت ( نظرتونو بگید لطفاا. هرکس بگه عالی و بعدی خودمو از پنجره پرت میکنممم) ۳۰ بازنشر
p48
تهیونگ زیر لب، طوری که فقط جونگکوک بشنوه، با شیطنت گفت: «داری زیادی نقشِ آلفای خفن رو بازی میکنی، دارلینگ… ولی ممنونم.»
جونگکوک خم شد و بوسه ی کوتاه و سریعی روی پیشونیش امگا گذاشت:«هرچی برای راحتی امگام لازم باشه، انجام میدم. حتی اگر مجبور بشم این مدرسه رو بخرم و قوانینش رو بازنویسی کنم.»
مدیر قدمی جلو اومد و به تهیونگ نگاه انداخت:« اوه، چه جالب. پس لطفاً زودتر این کارو بکن. چون تا وقتی کنترل این مدرسه تو دست های منه، اجازه نمیدم همچین عشق بازی هایی جلوی دانش آموز ها انجام بدی! میدونی که از درس منحرفشون میکنه! »
جونگکوک تک خنده ای کرد:« اگر انقدر نگران منحرف شدن دانش آموزا از درسید به نظرم بهتره اکیپ قلدرهای مدرسه هم از اون وسط جمع کنید. میدونید که قلدری به بچه ها استرس میده و از درس منحرفشون میکنه، نه؟»
مدیر دندون هاش رو به هم سابید و با حرص گفت:« میدونی که اگر بخوام همین الان اخراجت میکنم! »
جونگکوک طوری که انگار برگه برنده ای در دست داشته باشه جواب داد:« اوه، جدا؟ پس لطفاً سریعتر انجامش بدید. مشتاقم ببینم چه کسی به جز من قبول میکنه این دانش آموز های پر سر و صدا رو با نمره های درخشانشون گردن بگیره! »
مدیر کنترل خودشو از دست داد، دست هاشو مشت کرد و گفت:« کافیه، تو اخراجی جئون!»
شرایط:
۹۰ لایک ۱۸۰ کامنت ( نظرتونو بگید لطفاا. هرکس بگه عالی و بعدی خودمو از پنجره پرت میکنممم) ۳۰ بازنشر
- ۲۳.۹k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط