بچه که بودیم، امکان نداشت بخوریم زمین و این جمله رو از ما

بچه که بودیم، امکان نداشت بخوریم زمین و این جمله رو از مامانمون نشنویم:
"خدا رحم کرد سرت جایی نخورد"
.
.
.
.
.
????
.
.
.
.
.
.
بعد خودشون میزدن تو سرمون،
جوری‌که خودشو دوتا می‌دیدیم????????????
دیدگاه ها (۳)

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

#ارباب‌سنگدل #پارت_6 ا.ت توی اتاقش نشسته بود بلاخره تونست به...

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

سناریو جونگکوک

سناریو سانزو

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط