🔥🔥🔥🔥🔥🔥
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
#ازدواج_اجباری
پارت 11
از زبان میا:
به هوسوک کسی که دوسش دارم زنگ زدم
میا:الو سلام عشقم
هوسوک:سلام چاگیا نقشه چطور بود؟
میا:عالی همه چی دقیقا عین نقشه پیش میره باهاش ازدواج کردم چند وقت که بگذره میمونه مال و ثروتش رو بالا بکشم فقط یه مشکل خیلی کوچولو داریم.
هوسوک: چه مشکلی؟ چی شده؟
میا: جیمین یه زن اول داره و ممکنه به خاطر اون هرزه لو برم ولی نگران نباش چون جیمین اونو دوس نداره و مثل سگ کتکش میزنه و حرفاش رو باور نمیکنه پس فک نکنم مشکل اونقد هم بزرگ باشه
هوسوک: باشه ولی مراقبش باش ممکنه یه کاری کنه که نقشه ماهم به باد بره اوکی؟
میا:اوکی عزیزم فقط دلم برات تنگ شده(لوس)
هوسوک:الاهی منم دلم برات تنگ شده چاگیا
میا:اگه کاری نداری من باید برم بای
هوسوک : اوکی بای
(پایان مکالمه)
از زبان جیمین:
داشتم میرفتم سمت اتاق منو میا که شنیدم میا داره با کسی حرف میزنه و میگه نقشمون داره درست پیش میره و دلم برات تنگ شده راستش یکم شک کردم وقتی مکالمه شون تموم شد یدفعه رفتم تو:
جیمین: با کی داشتی حرف می زدی؟
میا:عاا جیمین تو از کی اینجایی با..با دوستم(استرس)
جیمین: خب باشه ولی چرا انقد استرس گرفتی نگران نباش چاگیا من اجازه میدم با دوستات حرف بزنی(لبخند)
میا: مرسی خب بیا بخوابیم
جیمین: اوکی(لبخند)
(و گرفتن خوابیدن)
ادامه دارد....
#ازدواج_اجباری
پارت 11
از زبان میا:
به هوسوک کسی که دوسش دارم زنگ زدم
میا:الو سلام عشقم
هوسوک:سلام چاگیا نقشه چطور بود؟
میا:عالی همه چی دقیقا عین نقشه پیش میره باهاش ازدواج کردم چند وقت که بگذره میمونه مال و ثروتش رو بالا بکشم فقط یه مشکل خیلی کوچولو داریم.
هوسوک: چه مشکلی؟ چی شده؟
میا: جیمین یه زن اول داره و ممکنه به خاطر اون هرزه لو برم ولی نگران نباش چون جیمین اونو دوس نداره و مثل سگ کتکش میزنه و حرفاش رو باور نمیکنه پس فک نکنم مشکل اونقد هم بزرگ باشه
هوسوک: باشه ولی مراقبش باش ممکنه یه کاری کنه که نقشه ماهم به باد بره اوکی؟
میا:اوکی عزیزم فقط دلم برات تنگ شده(لوس)
هوسوک:الاهی منم دلم برات تنگ شده چاگیا
میا:اگه کاری نداری من باید برم بای
هوسوک : اوکی بای
(پایان مکالمه)
از زبان جیمین:
داشتم میرفتم سمت اتاق منو میا که شنیدم میا داره با کسی حرف میزنه و میگه نقشمون داره درست پیش میره و دلم برات تنگ شده راستش یکم شک کردم وقتی مکالمه شون تموم شد یدفعه رفتم تو:
جیمین: با کی داشتی حرف می زدی؟
میا:عاا جیمین تو از کی اینجایی با..با دوستم(استرس)
جیمین: خب باشه ولی چرا انقد استرس گرفتی نگران نباش چاگیا من اجازه میدم با دوستات حرف بزنی(لبخند)
میا: مرسی خب بیا بخوابیم
جیمین: اوکی(لبخند)
(و گرفتن خوابیدن)
ادامه دارد....
- ۵.۶k
- ۲۴ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط