گفته بودند که ازدل برود یارچو ازدیده برفت

گفته بودند که ازدل برود یارچو ازدیده برفت
سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم شکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر به گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز

حمید مصدق
دیدگاه ها (۱۲)

مشق اولمعلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است....یکی از دانش ...

ﺑﻲ ﺗﻮﺗﻨﻬﺎﻣﻮﻧﺪﻡ ـ ـ ـ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻛﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﻱ ﺧﺎﻙ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﺟﻮ...

ﺻﺎﺩﻕ هدایت در کتاب بوف کور از سیزده درد مشترک ایرانیان چنین ...

ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﻭﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسال هاست که از د...

‎گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از...

از دل برود یار چو از دیده برفت…

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط