فک میکردم در قلب تو محکوم به حبـــــسم،به یک باره جا خورد

فک میکردم در قلب تو محکوم به حبـــــسم،به یک باره جا خوردم، وقـــــتی زندان بان به سرم فریاد زد...


هـــــی تـــــو...




آزادی...
دیدگاه ها (۱)

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

من وقتی کوچیک بودم و الان چه تغیری کردم .

رمان عشق ممنوع

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 167♡⁠。⁠)⁩هوا رو...

رقص مرگ و عشقp⁷نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن×نگفت کجا ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part روز بعدویو ا. تچن...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط