کجای شهر قدم می زنی.....

کجای شهر قدم می زنی.....
میخواهم....
خیلی اتفاقی.....
از آنجا.....
رد شوم......
دیدگاه ها (۳)

قطار.....سوت کشید و براه افتاد.....همه گوششان را گرفتند....م...

ﺩﺭﻗﻠــــــــــــﺐ ﮐﻮﭼﮑـمفـﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾــــــــــــﯽﻣﯿﮑـنیﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿ...

دستان تو مسیح بود.....در قرن بیست ویک.....مرا زنده کرد.....

مَردم دوست دارند شعر بخوانند ...اما عاشقانه, کوتاه, ساده پس ...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

من خودم شهادت میخواهم همین امسال برم گمنام برم بعد مادر دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط