برخیـز و بیا

برخیـز و بیا
که واژه ها لنگ تو اند

شعـــر و قلمم
دوبـاره دلتنگ تو اند

صبح است و
همه پنـجره ها منتظرِ

تابیــدنِ یک
نگاهِ خوش رنگ تو اند

حاج #احمد_متوسلیان
دیدگاه ها (۱)

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱ | «یک صبح متفاو...

السلام علیک یا صاحب‌الزمان (عج) 💚یک سلام از دلِ بی‌قرار مابه...

عاشقانه های شبنم

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هر روز صبح، وقتی سوار اتوبوس...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒صبح روز بعدمانیا وارد اتاق جیمین شد+ صب...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط