"ویو لیا "

"ویو لیا "
وقتی این خبر رو شنیدم دلم فقط میخواست یه تیر تو سر اون مرتیکه خالی کنم بلند شدم و گفتم
لیا: یه دلیل بیا که چرا ما باید با هم ازدواج کنیم (عربده)
&: صدا تو برا من نبر بالا فهمیدی( اینم عربده زد )
لیا : باید داد بزنم تو کی باشی که درباره ی آیندمون تصمیم بگیرید



لیا: حداقل بگو چرا باید با هامون این کار رو کنی


& : چون من یه وارس میخوام و شما باید به من یه نتیجه بدین


لیا : خوب این دلیل نمیشه که با من و کوک بازی کنی


این رو‌گفتم و از خونه زدم بیرون کوکم دنبالم بود سوار ماشین شدیم و سمت خونمون با اعضا روندم کوکم کنارم بود و هیچی نمی‌گفت سکوت مطلق بود که من این سکوت رو شکستم و گفتم

لیا : کجا میری
کوک : هرجا بری منم میام
لیا : میخوام برم خونه ی مشترکمون با اعضا
کوک : خوب منم میام
لیا: کوککککککک خونه مشترکت با اعضا کجاست
کوک : من یه جایه خوب میشناسم بیا بریم اونجا
لیا : ...
دیدگاه ها (۱)

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط