‏یکی از مشکلات دوران کودکیم دستشویی رفتن خونه پدربزرگم بو

‏یکی از مشکلات دوران کودکیم دستشویی رفتن خونه پدربزرگم بود که دسشوییشون وسط باغ بود.واسه اینکه نترسیم میگفتن بسم‌الله بگین جن‌ها میرن،از طرفی هم مادرم میگفت تو دستشویی نباید اسم خدا رو بیاری. یعنی وقتی میرفتم دستشویی بی‌دفاع‌ترین آدم روی زمین بودم انقدر گریه میکردم تا شاشم تموم شه
دیدگاه ها (۱)

‏یکی از مشکلات دوران کودکیم دستشویی رفتن خونه پدربزرگم بود ک...

خاطره ی ترسناک واقعی 😈👇🏼-داستان من برمیگرده به 4 یا 5 سال پ...

(داستان ترسناک از جن(مال من نیس ))این داستانی که میگم 3سال پ...

لطفا متن زیر مطالعه شودلطفا تا آخر بخونیدیهویی از خواب پریدم...

لطفا تا آخر بخونیدیهویی از خواب پریدم اتاق نور خاص و کمی داش...

سلام عزیزانم، امروز احمقانه‌ترین روز عمرم بود.رفته بودیم با ...

لطفا تصویر و متن زیر مطلعه شود .لطفا تا آخر بخونیدیهویی از خ...

لطفا تا آخر بخونیدیهویی از خواب پریدم اتاق نور خاص و کمی داش...

فیک جدیییید...نخونی از دستش دادیاسم : هویت پنهانپارت ۱بازم ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط