بالاخره دیدمت..

بالاخره دیدمت..
چشمم سریع لغزید رو انگشت دست چپت بدون حلقه بود..
خدایا باورم نمیشه
لبخند اومد رو لبم..مات من بودی..مات توبودم..بین مافقط عرض یک خیابون فاصله بود،دویدم طرفت..
بوووووووووووووووق
صورت نگران تو..
صدای مردم..
و سیاهی مطلق..
چیشد؟!؟!
قدم میزنیم
تو توی سالن بیمارستان ومن توی افکارت
تو جلوی در آی سی یو و من جلوی چشمت
نگرانیم
تو نگران حال من،من نگران حال توبعدحرف دکتر
چشمامون خیسه
تو ازحماقت خودت،من ازحماقت خودم
دکتراومد
تودویدی سمتش،من همونجاوایسادم
دکتر:تسلیت میگم
تو:دروغه
من:....
چقدرشلوغه اینجا
من کجام؟!
بیخیال من
توکجایی؟!
چشم میچرخونم،اون کیه؟!چقدرشبیه توهه
میرم جلو،خودتی عشقم؟!
چه بلایی سرت اومده؟!
ببین من اینجام..
گریه نکن دلم میگیره
....
لا اله الا الله
گوشاتوبگیر
اون من نیستم
کاش میدیدیم
دارم میرم ولی همیشه مواظبتم..
♥♡
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه هارومیخونم..عاشقانه هایی که بقیه واسه اشتی با عشقشون...

نمیتونم ببینم مال من نیستی دیگهمیدونم خوبی با اون بهت انرژی ...

دلت براش تنگ میشهمیری پروفایلشوچک میکنیانلاینهباخودت میگی یع...

میگفت اگه نباشی میمیرم از غم دوریتتا یکی دیگه رو دیدش اون از...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²²(نایون+...

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³¹(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط