نگاه کن!

نگاه کن!

آن دور دستها ...

یکی تنها به انتظار ایستاده ...

لبخندی عاشقانه را !

دستی برایش تکان بده ...

تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش!
دیدگاه ها (۱)

اونقدر که فکرشو میکنی دوست ندارم… چون اونقدر دوست دارم که ف...

وقتی کنارم نیستی . . . زندگی یک تکلیف بی معنیست ! نگاه کرد...

.

دنیایم را میدهم برای لبخندت… هراسی نیست.. شاد که باشی دنیا...

نه آرامشت را به چشمی وابسته کن،نه دستت را به گرمای دستی دلخو...

عاشقانه های شبنم

رمان تهیونگ و جنی

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 158✦...................

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

دردسر های بچه داری پارت ۱۲

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

پارت ششم — دوبارهچند روز گذشت.یورا کم‌کم به بازار و کوچه‌های...

پارت ششم — دوبارهچند روز گذشت.یورا کم‌کم به بازار و کوچه‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط