بــوســه هـــایت انـــار را می ترکانــد ،

بــوســه هـــایت انـــار را می ترکانــد ،
نفــس هایت سیبــ را می رساند ، آغـــوشـت ابـــــر را می بـــاراند
پـــاییــزتـــرینــی تـــو !
دیدگاه ها (۱)

تو می‌توانستی به چشمانم نگاه کنیو گلویم را با چاقوی تیز ببُر...

شاعرانہ نگاهم ڪنو عاشقانہ نوازشم ڪنآرام‌آرام تفسیرم ڪنو نفس‌...

چه دلچسب می شوی ...وقتی تو با چشمان سیاهتنفسهایم رابوسه بوسه...

چه بی رحمانه گرم است تابستانِ آغــوش تُـــــو،،وقتـــــــیبہ...

‏اگر بگویی؛ چقدر دوستم داری؟می‌گویم: به اندازه‌ی اَناراز بیر...

و عشقتنها عشقتو را به گرمی یک سیبمی‌کند مأنوسو عشقتنها عشقمر...

تـNـوهمـان حـس عمیـقیڪہ وقتی عاشـقانہ نڪَاه می‌ڪنیآدم دلـش م...

اگر می‌دانستماین آخرین بار استکه تو را می‌بینم،کمی محکم‌تردر...

از تــــو می نویسم موهــــایم تشنــه لمس دستهای تو از من می ...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط