جمعه ها
جمعه ها
تمام دردهایش را
با صبح آغاز میکند ..
با سکوتش
جان آدم را, به لبش میرساند
به غروب که میرسد
پر میشود از بغض …
پشت پنجره ی خیال که باشی
با او می گریی ….
تمام دردهایش را
با صبح آغاز میکند ..
با سکوتش
جان آدم را, به لبش میرساند
به غروب که میرسد
پر میشود از بغض …
پشت پنجره ی خیال که باشی
با او می گریی ….
- ۶.۳k
- ۲۲ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط