سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی

سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی
دل زتنهایی بجان آمد خدا راهمدمی
چشم آسایش که داردازسپهرتیزرو
ساقیا جامی بده تا بیاسایم دمی
دیدگاه ها (۲)

درخواب بدم مرا خردمندی گفتکزخواب کسی را گل شادی نشکفتکاری چه...

چه خیالی چه خیالی.....می دانمپرده ام بی جان استخوب می دانم...

صدایت می زنم گوش بدهقلبم صدایت می زندشب گرداگردم حصارکشیدهوم...

وعشق تنها عشقترا به گرمی یک سیب میگند مانوسوعشق تنها عشقسهرا...

حتی دگر خواب هم از چشم هایم هم ربود شد،اااااخ من با این همه ...

﷽#آقاجان🍁روزها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سین...

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط