چـشم از قـــلب شڪایت ڪرد .

چـشم از قـــلب شڪایت ڪرد .
گفت . تو عاشـــــق میـــــشوے و مڹ اشڪ میریــزم .
قــلب گفـــــت . تو نـگاه میڪنے و مڹ درد میـڪــشـــم
دیدگاه ها (۳)

تو نگاه می‌کنی و من، بی‌اختیار، تمام غرورم را زمین می‌گذارم؛...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

نماد مرگ پارت شیشم

پارت ۴ یذره کوتاهه

p4ویو تهیونگ:به رفتنش داشتم نگاه میکردم نه داشتم به رفتن زند...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط