پرسید : اون کیه که خودتو بخاطرش به آب و آتیش میزنی ؟؟!

پرسید : اون کیه که خودتو بخاطرش به آب و آتیش میزنی ؟؟!
گفتم : بخشی از خاطرات شیرینم که حقیقت دستشو رو کرد ...
گفت : منظورت چیه ؟
گفتم : وقتی سرد شد حرفاش فهمیدم اون دروغای شیرینی که میگفت نیست .....
#عکس_نوشته
دیدگاه ها (۱۶)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس حرکت نکرد.جنا هنوز دست پاندورا را گ...

اسم داستان: عشق دیرینه💗پارت: 6لوسین الستور در جنگل بودند و د...

۳ پارتی

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت چــهار 𓆪 🖤🥀ات با تعجب به مرد خیره ش...

____[The Forbidden Crossing]____

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

مافیای منقسمت سوم | «بیرون از شرکت، مدیر من نیستی»جونگکوک هم...

Iove and the moonPart 43یونا با تعجب به کوک نگاه کرد.یونا: د...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

پارت چهارم: گذشتهاتاق برای چند لحظه در سکوت فرو رفت.جونگ‌کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط