یک نفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا

یک نفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا
دیدگاه ها (۱)

یکی رد شد شبیه او، پر از ابهام و تردیدمهمین که دیدمش جا خورد...

بی هیچ سوالی و جوابی بغلم کنخسته تر از آنم که بگویم به چه عل...

می‌کنم از سینه بیروناین دل افسرده رابشنوم تا چندبوی این چراغ...

نگاه ها چه ظالمانهجای کلمات را گرفته اندسکوت چه قدر جای صدا ...

جانان مرا بگویید بیا مراراهی کنز این شهر تو مرازاری کندر این...

اگر *تنهایی ام* چشم مرا بستاگر دل از تنم افتاد و بشکستفدای *...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط