بانو در اختیار تو بودن که عار نیست

بانو در اختیار تو بودن که عار نیست
در جبر لذتی ست که در اختیار نیست

بانوی من به موی تو سوگند شانه ام
جز با سرت به هیچ سری سازگار نیست

آخر به یک نگاه مرا می کشی کسی
جز من برای قاتل خود بی قرار نیست

بخت بلندمی تو که اینجا نشسته ای
با من که هیچ وقت خدا بخت یار نیست

مغرور از اینکه مرد شدم نیستم ولی
مردی، کنار چون تو زنی افتخار نیست؟

دنیا همین که دید تو را اعتراف کرد
زیبا ترین پدیده ی عالم بهار نیست

وقتی که در کنارمی احساس می کنم
زیبا کنار هستم و زیبا کنار نیست!



(محمد رفیعی)
دیدگاه ها (۱۲)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابیوفا حالا که من افتاده ام ا...

همه چیز بستگی به حال و هوای دلت دارد اگر حال دلت خوب باشد؛هو...

نقص یا کمبود زیبایی در چهره یک فرد را اخلاق خوب تکمیل میکند....

هرکه گدای در  مشکوی     توست پادشاستشه که به همسایگی کوی توس...

📚باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!مردی در یک باغ درخت خرما را با شد...

‌#داستان_شب📚باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!مردی در یک باغ درخت خر...

PT/۳ ات اه افسوس: هی.. با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط