گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن . . .

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن . . .
میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری . . .
اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل : چیزی شده ؟!
اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی : نه ، هیچی
دیدگاه ها (۱)

وقتی بهت توجه نمی کرد

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 21ولی جونگکوک سالها ...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

#ارباب‌سنگدل #پارت_26رفتم اشپزخونه نگاهی به اطراف انداختم هی...

پارت ۳

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط