پی نبری به جان ما بس که مثال خنده ام

پی نبری به جان ما بس که مثال خنده ام
غم نرسد به چهره ام گرچه خراب عالمم
دیدگاه ها (۶)

#کتاب_خوانی

پرسه در کوی غزل بی تو عجب دلگیر است دلم از رهگذرانش ، ز غروب...

مادرم‌ دردهای سردش راته فنجان صبح حل می‌کردپدرم هی دروغ می‌خ...

خداوندا ...دریاب بنده ای را که در میان شادی و خنده اشگفت: خد...

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبهٔ احزان شود روزی گلس...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط