جان تو بی مهریت باجان خریدارم هنوز

جان تو بی مهریت باجان خریدارم هنوز
ازنگاه چشم بیمار تو بیمارم هنوز

باهمه رنگ وریا وباهمه کبر و غرور
من تورا دور ازریاو کبر پندارم هنوز

بسکه نوشیدم شراب لعل گون سرخ فام
خون من همرنگ می گشته است و هشیارم هنوز

دوش با باد صبا کردم شکایتها ز تو
گفتمش با اینهمه غمها وفادارم هنوز

این همه باسر دویدم درقفایت ای عجب
بازدرعشق تو پا برجا چو پرگارم هنوز

دوش گفتم هستیم بردی برای یک نگاه
گفت با این حال برجانت طلبکارم هنوز

ای رقیب اینسان مکن بامن نظر از روی خشم
زانکه من ازتاب رنج خویش تبدارم هنوز

زهره گردل داده ام در راه وصلش عیب نیست
چون به راه عشق او چیزی بدهکارم هنوز
غریب آشنا
دیدگاه ها (۱۲)

﷽صبح دوشنبهبرایتان........ﻳﻚ ﺑﺎﻍ ﺳﻼﻡ ...ﻳﻚ ﺳﺒﺪ ﻣﺤﺒﺖ ...ﻳﻚ ﺩﻧ...

دور ما دیوار بود و لای هر دیوار موش..ترس در دل داشتیم از سای...

به دنبال کسی هستم دردم را دوا باشد!میان خسته گی هایم صدای آش...

صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزمکه از فـــــــواره ای ...

جان تو بی مهریت باجان خریدارم هنوزازنگاه چشم بیمار تو بیمارم...

جان تو بی مهریت باجان خریدارم هنوزازنگاه چشم بیمار تو بیمارم...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

ترامپ :آنها می‌خواهند فوراً تنگه هرمز را باز کنند. می‌دانید ...

پرداخت درب منزل

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط