بافنده ای

بافنده ای
تمام عمر ترنج و ابریشم می بافت
گل می بافت
اما وقتی که مرد
نه فرشی داشت
و نه کسی
که گلی بر گورش بگذارد
دیدگاه ها (۲)

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

دامن طبقه ای چین‌دار گل‌گلی سرمه‌ای

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرینپارت ۸:پناهگاه شیرینیک سال ب...

در #افسانه‌های #ژاپنی، #جوروگومو #موجود کشندۀ دورگه‌ای بود ک...

زن دنبال شاهزاده‌ی پولدار یا مدل روی جلد نیست...یه مرد می‌خو...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

💚INFP,ENTP💜یه نکته ای بگم...اگه INFP کنار خودتون دارید خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط