سیگار می کشد

سیگار می کشد
به لبش جان رسیده است
مردی که گریه اش به خیابان رسیده است...!
دیدگاه ها (۳)

دیر آمدیآن قدر که دیگردست هایت معجزه نمی کند...

دور تا دورم ابر مشکوکی است !جبهه های هوای تنهایی .فصل فصلم ؛...

من متولد هزار و سیصد و بعد از توام ...

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی آبی ...

«و سیگار، پناهگاهِ جان‌های محزون است.»

در کوچه خیابان تو را گریه کردم...⚘️⚘️⚘️

اونجا که نزار قبانی میگه :‌إذا بكت المرأة على رجل فانها تحبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط