بهش گفتم یه روز از دست بهترین دوستات تو بغل دشمنت گریه می

بهش گفتم یه روز از دست بهترین دوستات تو بغل دشمنت گریه میکنی...
#hoomaansadeqii
دیدگاه ها (۱)

اهل ماندن نبود پرنده ای که باید می پرید! #hoomaansadeqii

و‌ پایان قصه همیشه تلخ است :) #هـومان

وقتی داشتم روی ابرا راه میرفتم آدما رو‌ مثل یه نقطه‌ی کوچیک ...

‏در صورت زنده‌موندن، هر زخم، داستانی میشه که باید تعریفش کرد...

تو کنسرت یه دختره گریه میکرد جیمین کلاهشو بهش داد

یه نفر : این که یه کوه سادست چرا داری گریه میکنیمن : تو نمی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط