پسره تقریبا هفت سالش بود

پسره تقریبا هفت سالش بود
تنها کنار پیاده رو نشسته بود
گفتم شاید گم شده
رفتم بهش گفتم:
کوچولو راه خونتونو گم کردی؟
گفت:نه اسکول،منتظر زیدمم
دیدگاه ها (۲)

باورتون میشه چند شب پیش خواب دیدم کنار یه پسر جذاب رو پشت بو...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

✨REGRET✨PART: 11ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو لا...

بس کن پسره ی سیگماححححح👆قلب بالا قرمز میکنی پیشی کوچولو🐈؟توی...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

نمی‌گم به کسی👆قلب بالا قرمز میکنی پیشی کوچولو🐈؟توی این پیج ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط