سلام ای روزگار همیشه پیوسته دور

سلام ای روزگار همیشه پیوسته دور

ای عابران معبر روشنائی

حالا

در این ریتم خاموش و گنگ

در فرود غم ناک این شب تاریک

از هجوم طوفان ها

هست سر های بی شماری بر دار

آشیانه ها ویران

هان برادر!

میعاد ما

این جاست

روی این خاک نجیب

و این درخت تناور

شعر ما، سرود رهائی از غل و زنجیر

و نگاهمان

در انتظار

در طلوعی خروشنده

و لبریز

از ستاره و سروش
دیدگاه ها (۱۶)

یه صفحه سفید، به همراه یک قلم .... این بار حرف ،حرف نگفته س...

نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، نمیخواهم یادم در قلبت روش...

در فرودیم , بر شکاف جاده ای خالی ... می روییم، تا تباهی .....

در شعر هایم ؛ خودم را نقد می کنم ... تا دیگران مرا به نسیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط