کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب
زیر این سقف سیاه
که به زیبایی دل تنهای تو باشد
پنجره هایش از عشق
سقفش از عطر بهار
رنگ دیوار اتاقش گل یاس
عکس لبخند تو را می کوبم
روی ایوان حیاط
تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم
همه ی دلخوشی ام بودن توست
وچراغ شب تنهایی من
نور چشمان تو است
کاشکی در سبد احساسم
شاخه ای مریم بود
عطر آن را با عشق
توشه راه گل قاصدکی می کردم
که به تنهایی تو سربزند
تو به من نزدیکی وخودت می دانی
شبنم یخ زده چشمانم
در زمستان سکوت
گرمی دست تو را می طلبید...!!ⓗ
دیدگاه ها (۱)

مشکل از اونجایی شروع شد که خودش رفت اما یادش نه . . . تو را ...

خیلــﮯ سختـﮧ:عاشق کســـﮯ باشـﮯ که حتـﮯ روحشم خبر نـداره!اما ...

❤مــن❤ اخـــم کردن تـــو رو? ...

هـر شــــب شـانـه مـی زنـم مـوهـایـم را..صـبـح کـه بـیـدار م...

قصه تلخ از عشق

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیب...

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیب...

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیب...

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیب...

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیب...

کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط