عاشقخونشیابدنش
#عاشق_خونش_یا_بدنش
پارت ۷
(فیلکس+ هبونجین_)
هیونجین داشت دوش میگرفت.
ل*^@خ*(+[ت بود وقتی به خودم اومدم سریع رفتم از حموم بیرون
لعنتیییییی چرا الان رفت حموممممم
متوجه داغی صورتم شدم.
رفتم توی اشپرخونه و یک اب خوردم.
بعد چند دقیقه هیونجین از حموم در اومد
_چرا توی خودت پیچیدی؟
+چ_چ_چهه ه_هی_هیچی
_خوبی؟
+ا_ار_اره ع_عال_عالیمممممم
نمیتونستم لکنتم رو کنترل کنم، اون صحنه ای که دیدم اصلا از ذهنم نمیره.
_ مطم...
+ا_ارهههه م_مطمئن م_مط_مطمئنممممم . م_من می_میرم ح_حموم ف_فع_فعلااااا
سریع رفتم به سمت حموم و در رو قفل کردم
نفس عمیق کشیدم و شروع کردم به شستن بن[+د*م.
(هیونجین)
(تایمی که فیلکس اشتباهی در رو باز کرد)
داشتم کمی فکر میکردم ولی صدای در باز شدن رو احساس کردم ، انگار اشتباهی در رو باز کرد
زیر چشمی بهش نگاه کردم دیدم سریع در رو بست
این فسقلی یعنی در این حد خجالت میکشه؟
وقتی حمومم تموم شد حولم رو پوشیدم و در اومدم بیرون.
یعنی فقط به خواتر یه اشتباه کوچیک توی خودش پیچیده؟؟
(فیلکس)
(توی حموم)
ب[*+د)&@>نم و سرم رو شستم.
داشتم فکر میکردم وقتی اشتباهی در حموم رو باز کردم و هیونجین رو دیدم .
ا*+د(!ا)،!مش خیلی خوش فرم بود
اییی یونگبوکککک از این فکرا بیرون بیااااااااا
وقتی حموم تموم شد موهام رو یکم خشک کردم و حولم رو پوشیدم.
رفتم از حموم بیرون.
هیونجین رو جایی ندیدم.
نفس عمیق کشیدم و رفتم توی اتاقم.
دیدم هیونجین توی اتاقمه. شوکه شدمم
+ا_اینجا چ_چی_چیکار م_میکنی؟!؟!؟!
روشو کرد به من
_باید اجازه بگیرم بیام اتاقت؟
+ا_اره.
_خون میخوام
+چ_چییییی پرو شدیییی
_حالا تو هویت منو فهمیدی ولی حوصله ندارم برم دنبال خوراک ولی میخوام از تو یکم خون بگیرم
+ن_نه
_لطفااااا
+نههههه
_یه کوچولو
+اوفففف باشه فقط...
_خوبه.
اومد به سمتم و منو به دیوار چسبود.
+صبر کننن! بزار لباس بپوشممم!
_نیاز نیست.
کمی گره حوله رو باز کرد و گردنم بیشتر نشون داده شد
دهنشو نزدیک گردنم کرد و دندون های نیشش رو وارد گردنم کرد.
متوجه میشدم که داره خونم رو میمکه.
کمی درد داشتم اما هیچی نمیگفتم.
بعد چند دقیقه بعد دندوناش رو در اورد و..........
.
.
.
شرط: ۱۳ تا لایک و ۳ تا کامنت
پارت ۷
(فیلکس+ هبونجین_)
هیونجین داشت دوش میگرفت.
ل*^@خ*(+[ت بود وقتی به خودم اومدم سریع رفتم از حموم بیرون
لعنتیییییی چرا الان رفت حموممممم
متوجه داغی صورتم شدم.
رفتم توی اشپرخونه و یک اب خوردم.
بعد چند دقیقه هیونجین از حموم در اومد
_چرا توی خودت پیچیدی؟
+چ_چ_چهه ه_هی_هیچی
_خوبی؟
+ا_ار_اره ع_عال_عالیمممممم
نمیتونستم لکنتم رو کنترل کنم، اون صحنه ای که دیدم اصلا از ذهنم نمیره.
_ مطم...
+ا_ارهههه م_مطمئن م_مط_مطمئنممممم . م_من می_میرم ح_حموم ف_فع_فعلااااا
سریع رفتم به سمت حموم و در رو قفل کردم
نفس عمیق کشیدم و شروع کردم به شستن بن[+د*م.
(هیونجین)
(تایمی که فیلکس اشتباهی در رو باز کرد)
داشتم کمی فکر میکردم ولی صدای در باز شدن رو احساس کردم ، انگار اشتباهی در رو باز کرد
زیر چشمی بهش نگاه کردم دیدم سریع در رو بست
این فسقلی یعنی در این حد خجالت میکشه؟
وقتی حمومم تموم شد حولم رو پوشیدم و در اومدم بیرون.
یعنی فقط به خواتر یه اشتباه کوچیک توی خودش پیچیده؟؟
(فیلکس)
(توی حموم)
ب[*+د)&@>نم و سرم رو شستم.
داشتم فکر میکردم وقتی اشتباهی در حموم رو باز کردم و هیونجین رو دیدم .
ا*+د(!ا)،!مش خیلی خوش فرم بود
اییی یونگبوکککک از این فکرا بیرون بیااااااااا
وقتی حموم تموم شد موهام رو یکم خشک کردم و حولم رو پوشیدم.
رفتم از حموم بیرون.
هیونجین رو جایی ندیدم.
نفس عمیق کشیدم و رفتم توی اتاقم.
دیدم هیونجین توی اتاقمه. شوکه شدمم
+ا_اینجا چ_چی_چیکار م_میکنی؟!؟!؟!
روشو کرد به من
_باید اجازه بگیرم بیام اتاقت؟
+ا_اره.
_خون میخوام
+چ_چییییی پرو شدیییی
_حالا تو هویت منو فهمیدی ولی حوصله ندارم برم دنبال خوراک ولی میخوام از تو یکم خون بگیرم
+ن_نه
_لطفااااا
+نههههه
_یه کوچولو
+اوفففف باشه فقط...
_خوبه.
اومد به سمتم و منو به دیوار چسبود.
+صبر کننن! بزار لباس بپوشممم!
_نیاز نیست.
کمی گره حوله رو باز کرد و گردنم بیشتر نشون داده شد
دهنشو نزدیک گردنم کرد و دندون های نیشش رو وارد گردنم کرد.
متوجه میشدم که داره خونم رو میمکه.
کمی درد داشتم اما هیچی نمیگفتم.
بعد چند دقیقه بعد دندوناش رو در اورد و..........
.
.
.
شرط: ۱۳ تا لایک و ۳ تا کامنت
- ۱۲۸
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط