#پارت-سیزدهم
#پارت-سیزدهم
دومــــــاه بـــــــــعـــــــد
درسا
تو فرودگاه بودیم اینقدر گریه کردیم که نگو سارا که من فکر میکردم بمیرم هم گریه نمیکنه گریه میکرد عزیزم
داخل هواپیما من کنار هدرین نشسته بودم هر چی به اون دوتا گفتم جاتون رو با من عوض کنید نیومدن حالا خوب بود کنار پنجره بودم مگرنه سر ادرین رو میکندم میذاشتم جلو ورودیه فرودگاه فرانسه تا درسی بشه برای دیگران و حساب اون دوتا هم میرسم ...... هواپیما بلند شد که حالم داشت بهم میخورد سرم و دلم و درد گرفت چنگ زدم به مانتوم
ادرین - درسا حالت خوبه
سرم و به علامت نه تکون دادم
رفت و با ی لیوان اب برگشت هواپیما حالت عادی به خودش گرفت
اب رو ازش گرفتم و تشکر کردم
ادرین - درسا عزیزم حالت خوبه
+ خوبم فقط سرم درد میکنه
ادرین - اگه تو خوبی پس بد چیه
+ ادرین خوبم ممنون
ادرین - بخواب تا حالت بهتر بشه
+ باشه
سرمو به پشتیه صندلی نزدیک کردم و خوابیدم
****************
وقتی بیدار شدم سرم روی شونه ی ادرین بود سریع نشستم
+ ببخشید خوابم بودم
ادرین - اشکالی نداره
هنذفری صورتیم رو دراوردم و زدم به گوشیه ایفون که بابا برام خریده بود با یاد بابا اشک تو چشمام جمع شد سرمو به شیشه نزدیک کردم و به اهنگ گوش دادم قطره اشکی روی صورتم چکید
داشتم اهنگ گوش میدادم که یکی زد بهم
برگشتم دیدم ادرین
+ بله
ادرین - خواستم بگم اونجا که میریم باید کلاه گیس بزاری و لباست هم میتونه همین لباسه باشه یا ی لباس دیگه که بهت میدن برای زبان هم با مجمدی (نیما مُجَمِدی ریئس شرکت ) و افرادش فارسی و با دیگران انگلیسی حرف بزنی مشکلی که نداری
+ نه
لباسم ی لباس بنفش تیره تا مچ پام بود که قسمت بالا تنش تمام سنگدوزی شده بود و پایینش چین میخورد با یساپورت مشکی و کفش و شال صورتی کلا قشنگ بود
****************
منو رادوین و اروین داخل ی تاکسی بودیم اوناهم داخل ی تاکسی
روبه روی اتاقی که بهمون داده بودن ایستادیم
رادوین درو باز کرد که اولین نفر پریدم تو
روی مبل ولو شدم
خونه ست سفید و مشکی بود
رویا- اخی عجب سفری بود خسته شدم
ترمه - بله بایدم خسته باشی از اول تا اخر جناب عالی خواب بودی هر از گاهی هم ی مشت و لگد های نسار من میکردی که از خوا میپریدم
+ این همین جوریه پیشش بخوابی میگشت
بعد منو ترمه زدیم زیر خنده
رویا - زهرمار
ادرین - دخترا ی اتاق سه تخته با دوتا دوتخته هست تو کدوم میخوابید
+ من میخواب تنها باشم تو ی اتاق دونفره من میخوابم
بعد سریع ساکم رو از دست ادرین گرفتم و رفتم داخل اتاق و خوابیدم
شب ساعت دو و نیم بود خوابم نمی برد ی شال انداختم روی سرم و با لباس خواب خرسیم رفتم بیرون
خب الان لابد دخترا داخل اتاق دونفره خوابیدن
رفتم داخل اون یکی اتاق دونفره
در رو باز کردم اونجا ی نفر بود اونم ادرین بود که کنار پنجره روی ی صندلی خوابیده بود ی صندلی هم کنارش بود
آخی عزیزم زیر نور ماه چه ناز خوابیده بود
رفتم ی پتو انداختم روش و خواستم برم که مچ دستمو گرفت
ادرین - بشین پیشم
نشستم پیشش
+ چی شده
ادرین - چرا نخوابیدی ؟ چرا خواستی تنها باشی ؟
+ خوابم نمیاد تو چرا نخوابیدی ؟ خب من میگم شب نمیخوابم اون دوتا میخوابن شب بترسن من بیدار باشم بعد تو که میدونی اگه داخل خواب شب حالم بد بشه سرفه کنم اون دوتا از خواب بیدار میشن
ادرین - خوب اگه حالت بد شه کی به دادت میرسه مگه تو شب نمیترسی
+ خب چرا میترسم ولی چکار میشه کرد اگه هم حالم بد باشه خودم به داد خودم میرسه
ادرین - منم شب خوابم نمیبره یاد اوین افتادم و اینکه اینجا چکار کنیم پس فردا هم ی دوتا پلیس مخفی میان برای کمک ، و اینکه تو و دوستات باید یکی از ماها رو به عنوان دوست پسرتون انتخاب کنید و اگه ازتون پرسیدن چرا با ما اومدین باید بگین چون گفتن میخوان برن فرانسه باری کار ما هم اومدیم تا باهاشون باشیم و بیشتر اشنا بشیم و اگه پرسیدن خانوادتون اجازه دادن بگو اره سیغه خوندیم تا بعدا عقد کنیم
+ باشه
ادرین - تو کی رو انتخاب میکنی
+ من با تو راحت ترم ولی هرکی بگین من میرم
ادرین - تو پیش خودم باش این حرفای هم که گفتم به دوستات گفتیم
+ باش
بلندشدم برم که گفت : کجا
+ برم بخوابم نمیشه فردا خواب باشم
ادرین - وایسا منم بیام تنها میخوای بری
+ اما
ادرین - اما نداره برو تا کنارت باشم خوابت برد منم میرم بخوابم
+ ممنون
رفتم داخل اتاق روی تخت دراز کشیدم اونم اومد جلوی تخت نشست دقیقا چشم تو چشم بودیم
لایک و نظر یادتون نره
🙏 🙏 🙏
دومــــــاه بـــــــــعـــــــد
درسا
تو فرودگاه بودیم اینقدر گریه کردیم که نگو سارا که من فکر میکردم بمیرم هم گریه نمیکنه گریه میکرد عزیزم
داخل هواپیما من کنار هدرین نشسته بودم هر چی به اون دوتا گفتم جاتون رو با من عوض کنید نیومدن حالا خوب بود کنار پنجره بودم مگرنه سر ادرین رو میکندم میذاشتم جلو ورودیه فرودگاه فرانسه تا درسی بشه برای دیگران و حساب اون دوتا هم میرسم ...... هواپیما بلند شد که حالم داشت بهم میخورد سرم و دلم و درد گرفت چنگ زدم به مانتوم
ادرین - درسا حالت خوبه
سرم و به علامت نه تکون دادم
رفت و با ی لیوان اب برگشت هواپیما حالت عادی به خودش گرفت
اب رو ازش گرفتم و تشکر کردم
ادرین - درسا عزیزم حالت خوبه
+ خوبم فقط سرم درد میکنه
ادرین - اگه تو خوبی پس بد چیه
+ ادرین خوبم ممنون
ادرین - بخواب تا حالت بهتر بشه
+ باشه
سرمو به پشتیه صندلی نزدیک کردم و خوابیدم
****************
وقتی بیدار شدم سرم روی شونه ی ادرین بود سریع نشستم
+ ببخشید خوابم بودم
ادرین - اشکالی نداره
هنذفری صورتیم رو دراوردم و زدم به گوشیه ایفون که بابا برام خریده بود با یاد بابا اشک تو چشمام جمع شد سرمو به شیشه نزدیک کردم و به اهنگ گوش دادم قطره اشکی روی صورتم چکید
داشتم اهنگ گوش میدادم که یکی زد بهم
برگشتم دیدم ادرین
+ بله
ادرین - خواستم بگم اونجا که میریم باید کلاه گیس بزاری و لباست هم میتونه همین لباسه باشه یا ی لباس دیگه که بهت میدن برای زبان هم با مجمدی (نیما مُجَمِدی ریئس شرکت ) و افرادش فارسی و با دیگران انگلیسی حرف بزنی مشکلی که نداری
+ نه
لباسم ی لباس بنفش تیره تا مچ پام بود که قسمت بالا تنش تمام سنگدوزی شده بود و پایینش چین میخورد با یساپورت مشکی و کفش و شال صورتی کلا قشنگ بود
****************
منو رادوین و اروین داخل ی تاکسی بودیم اوناهم داخل ی تاکسی
روبه روی اتاقی که بهمون داده بودن ایستادیم
رادوین درو باز کرد که اولین نفر پریدم تو
روی مبل ولو شدم
خونه ست سفید و مشکی بود
رویا- اخی عجب سفری بود خسته شدم
ترمه - بله بایدم خسته باشی از اول تا اخر جناب عالی خواب بودی هر از گاهی هم ی مشت و لگد های نسار من میکردی که از خوا میپریدم
+ این همین جوریه پیشش بخوابی میگشت
بعد منو ترمه زدیم زیر خنده
رویا - زهرمار
ادرین - دخترا ی اتاق سه تخته با دوتا دوتخته هست تو کدوم میخوابید
+ من میخواب تنها باشم تو ی اتاق دونفره من میخوابم
بعد سریع ساکم رو از دست ادرین گرفتم و رفتم داخل اتاق و خوابیدم
شب ساعت دو و نیم بود خوابم نمی برد ی شال انداختم روی سرم و با لباس خواب خرسیم رفتم بیرون
خب الان لابد دخترا داخل اتاق دونفره خوابیدن
رفتم داخل اون یکی اتاق دونفره
در رو باز کردم اونجا ی نفر بود اونم ادرین بود که کنار پنجره روی ی صندلی خوابیده بود ی صندلی هم کنارش بود
آخی عزیزم زیر نور ماه چه ناز خوابیده بود
رفتم ی پتو انداختم روش و خواستم برم که مچ دستمو گرفت
ادرین - بشین پیشم
نشستم پیشش
+ چی شده
ادرین - چرا نخوابیدی ؟ چرا خواستی تنها باشی ؟
+ خوابم نمیاد تو چرا نخوابیدی ؟ خب من میگم شب نمیخوابم اون دوتا میخوابن شب بترسن من بیدار باشم بعد تو که میدونی اگه داخل خواب شب حالم بد بشه سرفه کنم اون دوتا از خواب بیدار میشن
ادرین - خوب اگه حالت بد شه کی به دادت میرسه مگه تو شب نمیترسی
+ خب چرا میترسم ولی چکار میشه کرد اگه هم حالم بد باشه خودم به داد خودم میرسه
ادرین - منم شب خوابم نمیبره یاد اوین افتادم و اینکه اینجا چکار کنیم پس فردا هم ی دوتا پلیس مخفی میان برای کمک ، و اینکه تو و دوستات باید یکی از ماها رو به عنوان دوست پسرتون انتخاب کنید و اگه ازتون پرسیدن چرا با ما اومدین باید بگین چون گفتن میخوان برن فرانسه باری کار ما هم اومدیم تا باهاشون باشیم و بیشتر اشنا بشیم و اگه پرسیدن خانوادتون اجازه دادن بگو اره سیغه خوندیم تا بعدا عقد کنیم
+ باشه
ادرین - تو کی رو انتخاب میکنی
+ من با تو راحت ترم ولی هرکی بگین من میرم
ادرین - تو پیش خودم باش این حرفای هم که گفتم به دوستات گفتیم
+ باش
بلندشدم برم که گفت : کجا
+ برم بخوابم نمیشه فردا خواب باشم
ادرین - وایسا منم بیام تنها میخوای بری
+ اما
ادرین - اما نداره برو تا کنارت باشم خوابت برد منم میرم بخوابم
+ ممنون
رفتم داخل اتاق روی تخت دراز کشیدم اونم اومد جلوی تخت نشست دقیقا چشم تو چشم بودیم
لایک و نظر یادتون نره
🙏 🙏 🙏
- ۱۷.۹k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط