p
p.2
همینجوری با تمام توانش مشت میزد لیوان شرابتو گذاشتی رو میز پیشخدمت واومدی کنارش رو زمین نشستی و شونشو محکم میگرفتی که دیگه ضربه ای نزنه ولی فقط بدتر میشد و محکم تر میزد
"جونگکوک ولش کنننن تموم شد دیگه ولش کنننن"
بدون اینکه به صدات توجه کنه همینجوری محکم میزد..
چرخیدی دیدی همه نگاها رو شماهاس..
رفتی جلوش و با دستات گونشو گرفتی...
"جونگکوک خواهش میکنم تمومش کن لطفا"
اون اخم رو چهرش اون ساییدن دندوناش اون چشمای خونیش ملایم تر شد نفسی عمیق کشید..
تو دستتو به سمتش دراز کردی دستشو گذاشت تو دستت و بلند شدین...
و یدونه لگد توی دل اون مرتیکه زدی
"اینم سهم من"
جونگکوک یه نیشخندی زد و این یعنی از کارت لذت برد ولی اونو پنهون کرد دست جونگکوکو سفت تر گرفتی و به سمت بالکن قدم برمیداشتی
همه سکوت کرده بودن فقط صدای تق تق کفش پاشنه بلند تو میومد..
همه کنار رفتن تا شما دوتا رد بشین...
توی بالکن رفتی و دوتا دستاشو گرفتی و بهشون نگاه کردی..
"نگا کن چی کار کردی با دستای خوشگلت"
"چیه مهربون شدی؟ الان نباید برینی بهم؟"
دستشو ول کردی پشتتو کردی و دستتو گذاشتی رو نرده و نگاه به ستاره ها و ساختمون ها کردی
"بیا اینجا رو ببین"
جونگکوک نزدیک تر شد و از تو جیبش فندک و سیگار درآورد سیگارو روی لبش گذاشت و اونو با فندکش آتیشی کرد....
به سمتش برگشتی و چشمات از تعجب بزرگ شد...
"سیگار؟ تو که گفتی هیچوقت نمیکشی"
یه پک سیگار کشید و نیشخندی صدادار کرد و لب زد
"توعم که گفتی هیچوقت ولم نمیکنی"
_________________________________
شرایط:5 لایک و ۵ کامنت
همینجوری با تمام توانش مشت میزد لیوان شرابتو گذاشتی رو میز پیشخدمت واومدی کنارش رو زمین نشستی و شونشو محکم میگرفتی که دیگه ضربه ای نزنه ولی فقط بدتر میشد و محکم تر میزد
"جونگکوک ولش کنننن تموم شد دیگه ولش کنننن"
بدون اینکه به صدات توجه کنه همینجوری محکم میزد..
چرخیدی دیدی همه نگاها رو شماهاس..
رفتی جلوش و با دستات گونشو گرفتی...
"جونگکوک خواهش میکنم تمومش کن لطفا"
اون اخم رو چهرش اون ساییدن دندوناش اون چشمای خونیش ملایم تر شد نفسی عمیق کشید..
تو دستتو به سمتش دراز کردی دستشو گذاشت تو دستت و بلند شدین...
و یدونه لگد توی دل اون مرتیکه زدی
"اینم سهم من"
جونگکوک یه نیشخندی زد و این یعنی از کارت لذت برد ولی اونو پنهون کرد دست جونگکوکو سفت تر گرفتی و به سمت بالکن قدم برمیداشتی
همه سکوت کرده بودن فقط صدای تق تق کفش پاشنه بلند تو میومد..
همه کنار رفتن تا شما دوتا رد بشین...
توی بالکن رفتی و دوتا دستاشو گرفتی و بهشون نگاه کردی..
"نگا کن چی کار کردی با دستای خوشگلت"
"چیه مهربون شدی؟ الان نباید برینی بهم؟"
دستشو ول کردی پشتتو کردی و دستتو گذاشتی رو نرده و نگاه به ستاره ها و ساختمون ها کردی
"بیا اینجا رو ببین"
جونگکوک نزدیک تر شد و از تو جیبش فندک و سیگار درآورد سیگارو روی لبش گذاشت و اونو با فندکش آتیشی کرد....
به سمتش برگشتی و چشمات از تعجب بزرگ شد...
"سیگار؟ تو که گفتی هیچوقت نمیکشی"
یه پک سیگار کشید و نیشخندی صدادار کرد و لب زد
"توعم که گفتی هیچوقت ولم نمیکنی"
_________________________________
شرایط:5 لایک و ۵ کامنت
- ۵۳.۹k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط