هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی، دشنه زدی، خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را می فهمم
ساده لوحیست بگویم که نمی فهمیدم

بسته بودم لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ نمی پرسیدم

عاقبت سرد شدم، خسته شدم، یخ کردم
مثل خورشید، غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من از تو و جفای تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم

برو ای دوست، برو، از تو گذشتم، خوش باش
برو ای یار که من جور تو را بخشیدم.......؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

ﭘﺸﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼــﻪ"ﺑﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺰﻧﯿﺪ!!!ﻣﻦ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﺪ ﻭ ....

دوباره دیدمش،،،دلم کمی برایش سوخت.. انگار دلش را کسی شکسته ب...

پُرِ اندوه نوشته ست خدا تقدیرم دگر از هر چه و هر کس که بگویی...

رسمی نباش پیش من ... اینجا اداره نیستقلبم سند به نام تو خورد...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط