سیلااامممم

سیلااامممم
بالاخره اومدممم
هنوز پرایدم 😑

ویو ات
اولییین ماموریتم 8 مارس بهترین روز زندگیمه
ب سوی ترسناک ترین سهر چین قراره اونجا قاتل بگیرم

ویو هیون
فهمیده بودم ک جنی و کوک و ات دارن ی چیزی ازم قایم میکنن ولی چی اخه هرچی هست اصن چرا قایم میکنن شاید برا اینه ک من مشکل کنترل خشم دارم

ات:کی میرسییییییییییییییییییییییییییییییم

جنی:1 ساعت دیگه

ات : تا اون موقع ک من مردم

کوک : خفه شو دختر چی میگی


متاسفم فک کنم یک هفته نتونم پست بزارم
دیدگاه ها (۰)

بیبینممم

شت

ببخشید برای فعالیت حوصله ندارم

بچها ی چنتا از داستان های کوچیکشرو یادم رف بگمم 😆ببینید ات م...

نیمه ی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط