زبانش گفت: نمیخواهمت

زبانش گفت: نمیخواهمت
و پاهایش رفت!
نقشه ی جدایی مارا این دو کشیدند
وگرنه من بهتر میدانم؛
خودش
رفتن
بلد نبود...
دیدگاه ها (۳)

دوشنبه ایی دیگر هم گذشت...! دوشنبه ها دیگر برایم حال و هوای ...

پارت ۶: [ پارت اول ]نقشه‌ی مشکوکزنگ تفریح به صدا درآمد. آنیا...

🔴👆 ببینید صحبت های عجیبِ میلیاردر بیسواد اصفهانی را ...🔹آقای...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۱مسیر مخفی روی دیوار روشن شده بو...

خانواده نحسا امینی را بهتر بشناسیدخاک بر سر اون عقب مونده ها...

اهم....

فاصله یک لبخند تا جنون

بقیش (با هشدار)پاهایش بی حس شده بودند و تنها کاری که میکرد ا...

«قرار‌داد‌ اشتباهی»ــــــــــــــــــــمین یونگی | ۲۸ سالهسر...

پارت ۱۵ — چیزی بیشتر از یک آشناییصبح روز بعد، کاروان هنوز اج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط