من و تو

من و تو
کودکان سالخورده ای بودیم
که فکر می کردیم
عشق
پروانه ای در میان انگشت هایمان است
که هر گاه مشتمان را به رویش وا کنیم
دوباره بر دست‌هایمان خواهد نشست...
من و تو
فرصتِ زندگیِ هم بودیم
ما
همدیگر را از دست داده ایم...
دیدگاه ها (۱)

بوسه هاےکه بدهکارےهمین جاپس بدهدرقیامت سخت میگیرنحق الناس را...

باران ببار که باورندارمشاینبارهرچه شدبه خدامےسپارمشاینبارهرچ...

...[ این نشد، یکی دیگه! غصه نداره که... ]یک جمله بی اساس و ب...

کے گفتہ خودکشے فقطـ با قرص و تیغ و تفنگـ و پشت بومہ؟من با یہ...

گاهی فکر می‌کنیم در این هیاهوی دنیا تنها مانده‌ایم؛اما حقیقت...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط