پارت

پارت ۳۹
از زبان تهیونگ:
منو جونگکوک مشغول نقشه چیدن بودیم ولی مشکل من خیلی بزرگتر از جونگکوک بود چون هر راهی رو میخواستم انتخاب کنم باید از یه چیز میگذشتم یا باید از خون خانوادم و این همه سال بردگی برای یه آدم بیرحم میگذشتم و ا/ت رو به دست میاوردم یا باید در ازای انتقام گرفتن، ا/ت رو میباختم ولی من نمیتونستم عین کبک سرمو زیر برف ببرم و خیال کنم اتفاقی نیفتاده...
از زبان جونگکوک: تهیونگ تو شرایط خیلی سختی بود با اینکه قلبم جریحه دار شده بود و دلم میخواست باعث و بانیای مرگ خانوادمو از بین ببرم اما تصمیم رو به عهده تهیونگ گذاشتم اگر اون میگفت انتقام نگیریم بی چون و چرا قبول میکردم چون تنها کسی که تو دنیا برام مونده بود تهیونگ بود الان فقط اون خونواده ی من بود اون از بچگی مراقبم بود همیشه برای کارای خطرناکی که میکردیم خودشو مینداخت جلو تا من آسیب نبینم الان نمیتونم انقد خائن باشم که مجبورش کنم به انتقام گرفتن...
تهیونگ: قبل از هرچیزی باید مطمئن بشیم جانگ شین راست میگه و مدارکش به درد میخورن باید اول اونا رو ببینیم
جونگکوک: یعنی تو میخوای انتقام بگیری؟
تهیونگ: خواهش میکنم انقد این سوالو ازم نپرس جونگکوک من به زور دارم خودمو قانع میکنم که این کارو بکنم وقتی مرتب اینو تکرار میکنی بازم دچار تردید میشم
جونگکوک: ولی من نمیخوام بخاطر من از چیزی بگذری
تهیونگ: بخاطر تو نیست من نمیتونم تا ابد پیش ایل سوک بمونم اون خیلی به ما بدهکاره خیلی بیشتر از چیزی که به ما داده ازمون گرفته باید بمیره...
از زبان جونگکوک: منو تهیونگ به همه چی فکر کردیم همه چیو مو به مو با هم بررسی کردیم حالا باید میرفتیم پیش جانگ شین و ازش میخواستیم مدارکو بهمون نشون بده....
جونگکوک: تهیونگ من میرم سر بار بعدی ای که قراره به ووشیک و جانگ شین بدیم اونجا بدون اینکه کسی بفهمه باهاش یه قرار میزارم برای شب که مدارکو ببینیم
تهیونگ: تنهایی میتونی بری بار رو تحویل بدی؟ میخوای منم بیام؟
جونگکوک: نه احتیاجی نیست به این کار خودم از پسش بر میام
تهیونگ: باشه پس منم وقتمو با ا/ت میگذرونم تا تو میای
جونگکوک: باشه از بودن باهاش لذت ببر چون با شروع این جریان اوضاع عوض میشه بای بای من رفتم
از زبان تهیونگ: هیچوقت انقد دلم آشوب نبوده اگه پای ا/ت وسط نبود منم این همه رنج نمیکشیدم بخصوص حالا که قراره در آینده پدر هم بشم ....

شرط : ۵۰لایک
از دیشب داشتم سناریو میچیدم کلی فک کردم 🥺 مخم ترکید هزار جون پایان براش در نظر گرفتم بلاخره تصمیمم قطعی شد که چی بشه آخرش😉😏😏😏
دیدگاه ها (۳۱)

درگیرِ مافیاها

درگیرِ مافیاها

درگیرِ مافیاها

درگیرِ مافیاها

⁴⁶تهیونگ: فکر این رو نکن که من بهت نمره بدم ا/ت: تهیونگ... ت...

love Between the Tides⁴⁸فردا ا/ت: دیر کردم؟ تهیونگ: نها/ت: خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط